السيد محمد حسين الطهراني

176

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

إصابت بكند ولى در آن فرو نرود ) است ، گفته‌ايم . علاوه بر اين ، ما جماعت مسلمين به جهت تصحيح بعضى از روايتهاى آحاد ، نيازمند نيستيم در آنچه را كه علم ثابت كرده و اطبّاء مقرّر داشته‌اند نزاعى كنيم ، يا چيزى را كه در علم دليلى براى آن نيست به جنّ نسبت دهيم ؛ زيرا كه به حمد الله تعالى قرآن مقام و منزلتش رفيع‌تر است از آنكه علم بتواند با آن معارضه نمايد . « 1 » شيطانزدگى إجمالًا در مورد جنون متحقّق است حضرت علّامه آية الله طباطبائى قدّس اللهُ سرَّه در تفسير اين آيه فرموده‌اند : تشبيهى كه در آيه به كار رفته است ( يعنى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ) خالى از اين دلالت نيست كه : شيطان زدگى اجمالًا در مورد جنون متحقّق است . زيرا اين آيه گرچه دلالت ندارد بر اينكه هر نوع از جنون ، ناشى از شيطان زدگى است ، و ليكن از اين اشعار نيز خالى نيست كه : بعضى از انواع جنون ، ناشى از مسّ نمودن شيطان است . و همچنين آيه ، دلالت ندارد كه اين مسّ از فعل خود ابليس حاصل مىشود ؛ زيرا شيطان به معناى موجود شرور است كه هم بر ابليس گفته مىشود و هم برمخلوقات شرور خواه از جنّ باشند و خواه از انسان ، و ابليس از جنّ است . « 2 » و عليهذا آنچه از آيه بطور متيقّن بدست ميآيد آنست كه : اگر براى همهء

--> ( 1 ) تفسير « المنار » ج 3 ، ص 95 و 96 ( 2 ) همانطور كه در قرآن كريم ، كلمه آدم ، اسم خاصّ و عَلَم است براى آدم أبو البشر ، و انسان و بشر اسم عامّ و اسم جنس است براى نوع بنى آدم ؛ همينطور كلمه ابليس اسم خاصّ و عَلم است براى رئيس شياطين و جنّيان ، و شيطان و جنّ اسم عامّ است براى آن نوع . در صدر آيه 50 ، از سوره 18 : الكهف آمده است كه : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ « و ياد بياور اى پيامبر ! زمانى را كه ما به فرشتگان گفتيم : به آدم سجده كنيد ، همگى سجده نمودند مگر ابليس كه او از جنّ بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد . » و در آيه 94 و 95 ، از سوره 26 : الشّعرآء آمده است : فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ * وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ « در وقتى كه جهنّم براى گمراهان ظهور كند ، پس همه معبودهاى باطل و همه گمراهان به رو در آتش افتند ، و تمامى لشكريان ابليس نيز به رو در آتش افتند . »